والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا (1) دریچه های رحمت و لطف خداوند در زمان هایی گشوده می شود که نمی شود آنها را با محاسبه های بشری و زمینی مقیاس کرد.

 

 
درست در هنگامی که هفته وحدت و میلاد رسول آفتاب حضرت محمد مصطفی (ص) پیش روی مان قرار دارد بار دیگر سایه فضل الهی بر سر دوستداران نور و روشنایی گسترده شد و آتش کینه ای که ممکن بود زبانه های آن فضای امن کشور را در تنور خود بسوزاند، با دستگیری سفیر ظلمت و بدخواهی خاموش شد و داغستان ناامنی را به گلستان آرامش تبدیل کرد.

کینه ورزان که هیچ گاه نخواسته اند سرزمین اسلامی مان در فضایی آرام و بی تنش به مسیر پیشرفت خود ادامه دهد گمان می کردند صخره عظیم استقلال طلبی و اتحاد مردم ایران عزیز با یک «ریگ» حقیر متزلزل می شود.

چه زیبا مکر خداوند بر ایشان فائق آمد و دستگیری این عنصر نامطلوب نه تنها موجی از شادمانی را در بین مردم به ویژه اهالی مظلوم جنوب شرق کشور و آسیب دیدگان جنایت های این باند شیطانی فراهم آورد، که خوشحالی نخبگان و ساکنان آن سرزمین نمونه دیگری از وحدت مسلمانان و همزیستی مسالمت آمیز شیعه و سنی را، به زیبایی، ترسیم کرد.

زمینه های وحدت بین شیعیان و برادران اهل سنت بیش از آن است که با حرکت های ایذایی و تلاش های مذبوحانه بتوان آن را مخدوش نمود . ارادت همگان بر قرآن کریم، شیدایی و شیفتگی مسلمانان به وجود نازنین رسول گرامی اسلام، محبت اهل بیت پیامبر (ص) و بسیاری از این دست از جمله حلقه های ناگسستنی وحدت سرسپردگان به مکتب اسلام است.

چه بسیاراند بزرگان اهل سنت که آتش شوق خود به خاندان وحی را با عبارات و اشعار مختلف هویدا کرده اند:

یا اهل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاه له(2)

ابیات فوق، از ذوق و قریحه «امام شافعی» از جمله بزرگان و معتمدان اهل سنت برخاسته است . « امام شافعی» در این شعر پرمغز به تأکید قرآن کریم بر محبت و دوستی خانواده پیامبر رحمت و مهربانی اشاره و در شأن ایشان به همین نکته بسنده می کند که هر که بر شما درود نفرستد از وی نمازی به آسمان صعود نکند.

هم چنین، در سروده‌ای دیگر آورده است:

...ان کان رفضاً حب آل محمد (ص) فلیشهدا الثقلان اِنی رافضی(3)
اگر حب آل محمد (ص) رفض(4) است، همه شاهد باشند که من رافضی هستم.

چنانچه در دریای ژرف شعر و ادب فارسی کنکاش کنیم صدف های فروزان و مروارید های درخشانی می بینیم که از پیشگاه شاعران اهل سنت به بارگاه نورانی اهل بیت علیهم السلام پیشکش شده اند .
غزلی زیبا از شیخ عبدالرحمن خالص از عالمان و شاعران محبوب اهل سنت با مطلع زیر آغاز می شود :

کی بود یارب که رو آرم به صحرای نجف
مطلب خود یابم از درگاه مولای نجف

بیت پایانی این غزل نیز انجامی خوش دارد :
خرم آن ساعت چو «خالص» به تولای نجف
واله و شیدا شوم در پای صحرای نجف(5)

استاد شاهرخ اورامی، از شاعران اهل سنت و هم روزگار ما، در غزلی که آن را « به عشق حضرت علی علیه السلام نام نهاده است، مطلع آن را با بیت زیر برمی فروزد:

شور من بین که در شعر ترم پیدا شد
تا خیال رخ تو در نظرم پیدا شد

سپس غزل خود را با پایانی زیبا و سرافرازانه به سرمنزل مقصود می رساند :

به نجف روکنم و دل به مدینه سپرم
سرفرازی من از این سفرم پیدا شد(6)

هزاران اثر دیگر از هنرمندان و شاعران اهل سنت وجود دارد که هم چون حلقه های زنچیری آهنین پیوند ناگسستنی آن ها با خاندان وحی را به نمایش می گذارد؛ چنان که برخی از ایشان در حین تشرف به بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا علیه السلام گوهر دل را چنین سفته اند :

این بارگاه کیست کز عرش برتر است ؟
وز نور گنبدش همه عالم منور است ؟
... بهر نگاهبانی کفش مسافران
بردرگهش هزار چوخاقان و قیصر است
این بارگاه قافله سالار اولیاست
این خوابگاه نور دو چشم پیمبر است...(7)

موارد فوق قطره ای از اقیانوس بی کران زمینه های وحدت در دوستداران قرآن و عترت است و بدخواهان بدانند ممکن است در برهه هایی کوتاه مدت با اجیر کردن افرادی چون «ریگی» ناامنی و ترور را دامن زنند ولی در باطن به هدف های باطل شان نمی رسند و نقش بر آب می زنند.